هیچ وقت فراموش نکردم این ذوق رو...چشمای من رنگ شوق گرفته...
چه حالی داره...چه دوران زیبایست...چه رویای دلچسبی است...
چه بی اندازه از خدا ممنونم...سرشارم از عطر زندگی...من دلخوشم و تو دلم غوغاست...بوی باران می دهی...شاید خود بارانی...حتما بارانی...لطف بهاری تو...جان می گیرد دل و جانم به عشقی که خدا آفریده...
پیداست عشق یعنی همین حالِ تو چشمای مادر...مادری که به زیر لب میخونه برات از قرآن وقتی تو آروم در دنیای خودت خوابیدی...
رد پای باران......
ما را در سایت رد پای باران... دنبال میکنید
برچسب: عجب حلوای قندی تو, نویسنده: بازدید: 137